آمدن از جزيره

مسعود بهنود

از سفر بازآمده ام. رفته بودم به جزيره کوچکی در جنوب غربی جزیزه انگلستان که جائی آرام است و آخر هفته آفتابی کمياب عده زيادی توريست به آنجا کشانده بود. اين سفر را به هدف استراحتی که مدتهاست پزشکان توصيه میکنند و نصيب نمی شود آتی خانم ترتيب داده بود .

او در نقش خانم براون و من هم آقای براون همان طور که در سال های دبيرستان در کتاب دايرکت متد می خوانديم صبح شنبه رفتیم به آیل آو وايت [جزيره انسان مثلا]. از لندن مانند توريست های واقعی با اتوبوسی به پورتموث رفتيم و از آنجا با کشتی به جزيره و در آنجا با قارقارکی به اسم قطار به بخش کهنه جزيره و هتلی که در آن جا ذخيره کرده بود آتی. جيمز صاحب هتل مانند همه بازنشسته های انگلیسی که همراه همسر خود به هتلداری و ميهان پذيری رو می کنند خوش رو بود. وقت رزرو جا در پاسخ سئوال آتی که به اصرار من پرسيد دسترس به اينترنت در اتاق ها هست گفته بود مگر نمی خواهيد استراحت کنيد ديگر اينترنت به چه کارتان می ايد. آتی هم از خدا خواسته سخن وی را پی گرفت و سفر شد از کامپيوتر و انتترنت آزاد.

پيش از اين در همه سی و هشت سالی که به انگلستان رفت و آمد دارم هرگز به اين جزيره نرفته بودم گرچه درباره اش خوانده بودم و میدانستم. نبردن کامپيوتر به قصد دور ماندن عمدی از اخبار ابتدا آسان می نمود اما ساعتی نگذشته واقعيت دردناکی آشکار شد. من دانستم که ديگر روی کاغذ نمی توانم نوشت و پنج سال مدام تايپ کردن ،عادت ديرينه به نوشتن با قلم را از سرم انداخته است. ای عجب، پس کلاس خوش نويسی و آن عادت های غريب به نوشتن روی کاغذ کاهی با خودنویس، آن هم فقط خودنویس پارکر شصت چه شد. چطور کلمه ها از نوک مداد به نوک انگشتان دست منتقل شد. باری فکر اين جا را نکرده بودم. بايد اين تجربه را برايتان باز کنم.

کنار بندر پورتموث کشتی دريا سالار نلسون با شاخ های طلائی اش ايستاده بود. گفتم کاش اجازه بازديد به عموم بدهند. که میدادند ولی روزش نبود. اين کشتی و درياسالار نلسون برای انگلیسی ها کم از رابين هوود و جنگل سن جان نیستند، شايد هم مهم تر چون واقعی هستند. بچه های انگلیسی از زمانی که زبان باز می کنند شرح زندگی و جنگ های نلسون را میخوانند تا روزی که از دبستان برای گردش علمی به لندن برده می شوند که مجسمه او را نگاه کنند که وسط ميدان بزرگ شهر روی ستون بلندی ايستاده است. بزرگ تر که شدند بچه ها به بندر پورتموث می برند تا آن کشتی را که شعرها درباره اش حفظ کرده اند از نزديک ببنينند. و از موزه درياداری سلطنتی هم بازديد کنند که در آنجا ديگر همه چيز درباره اين درياسالار است. افتخار بزر گ نظامی انگلیسی ها. همان که با دوازده کشتی، اگر درست به یادم مانده باشد، محاصره ناوگان دريائی ناپلئون [ فرانسه و اسپانيا] را شکست و سهل است آنها را شکست داد و در حالی که در اثر انفجار خمپاره ای یک دستش هم فلج شده بود، جنگ تعيين کننده واترلو را در محلی به همين نام در سواحل اسپانيا با پيروزی به پايان رساند و بعد درگذشت. پس همان قدر که فرانسوی ها به ناپلئون بناپارت می بالند اين رقيبان سنتی و تاريخی شان هم به ژنرال نلسون افتخار میکنند. هزاران تابلو از وی کشيده شده و صحنه دراماتيک شده مرگش در طبقه زيرين کشتی . همان طور که از ناپلئون فرانسوی ها هزاران تابلو کشيده اند و مشهورترينش صحنه کنار راين که ايستاده به تماشای سوزاندن پرچم لشکرهايش، در بازگشت تحقير آميز از روسيه. يا نقاشی های عزلت وی در سن هلن که هنوز فرانسوی ها وقتی آن را می بينند آه می کشند و در دل به اين انگلیسی ها لعنت می فرستند. داشتم برای آتی ماجرای تشييع جنازه ژنرال نلسون را می گفتم و اين که در همين سال ها با تجزيه آزمايشگاهی کاغذ ديواری اتاق ناپلئون در محل تبعيدش قطعی شده که انگلیسی ها که او را اسير کرده بودند امپراتور جهانگشا را کشته اند.
روز یکشنبه در ميان صدها توريستی رها شديم که داشتند ضمن استفاده از هوای خوش و سرزمين تمام سبز به دريا و همايشی از قايق های بادبانی نگاه می کردند که جشنواره شان بود.

بعد ها که برگ هائی از دفتر آبی را برای شما نقل کنم خواهيد خنديد که نشسته در بلندای ساحل نيوپورت به چه فکر بودم و در دلم هوای چه بود. باری چند موضوع که می خواستم در آن خلوت درباره شان بنویسم همچنان روی دستم مانده است. اولش درباره به آذين که هفته پيش درگذشت. ديگرش درباره اين ماجرای فوتبال که واقعا دارد در گوشه گوشه دنيا تبديل به ماجرائی می شود. اين جا و هر جا که هستی هر چقدر هم که بی خيال ورزش و فوتبال باشی که من نیستم، باز شب و روز بر تو می ریزد و مثلا در انگلستان خبری مهم تر از گزارش ترک انگشتان پای واين رونی گلزن تيم ملی نيست. مت که هر روز کارتون کوچولوئی در صفحه اول ديلی تلگراف دارد که گاه از يک مقاله پرنکته ترست ديروز مرد و زنی را کشیده بود که به جای پرچم انگليس، پرچمی از عکس راديوئی پای رونی زده بودند بالای ماشينشان.
اما اين فقط قصه انگلیس و ايران نيست. دیروز فیلمی می دیدم از برزيل که می توان حدس زد در آن جا چه می گذرد. آرژانتين و از ايتاليا هم که نگو. فرانسه هم جای خود. امسال همه مدعی هستند و سخن از هزاران ميليارد است که به شکل های مختلف جا به جا می شود. تا کسی به امکانات دست و پا شکسته ای که گاه نثار فوتباليست های ما می شود انتقاد نکند فقط بگویم که امروز خبرهای تلويزيون را قطع کردند که بگويند يک جت اختصاصی رونی را برای يک عکسبرداری از آلمان به لندن آورد.

راننده تاکسی در جزيره که در جمع چهل هزار نفر جمعيت ساکن دارد داشت در عين رانندگی به گزارش مسابقه دوستانه تيم ملی فوتبال کشورشان گوش می کرد و. در فاصله هاف تايم از من پرسيد از کجائی . گفتم با تعجبی گفت شما هم که در مسابقات تيم دارید. من هم با غروری گفتم خب بله چطور مگه. و همين شد که سرگفتگو باز شد. همان اولش آمدم توضیح بدهم که نه بن لادنی هستیم و نه عراقی. ایران جای ديگرست که ديدم از پهلوی دستش روزنامه های روز را بيرون کشيد و کارتون تايمز لندن را نشانم داد که رهبر و رييس جمهور ايران را کشيده بود در سان نظامی که به جای موشک هائی که معمولا در رژه های نظامی به نمايش گذاشته می شود بشکه های نفت گذاشته اند و می گویند اگر آمريکا دست از پا خطا کند اين بمب ها[ یعنی بشکه های نفت] را به سوی چين می فرستيم.

ديدم راننده اهل بخيه است و حالاست که با من درباره احمدی نژاد و هولوکاست وارد گفتگو شود، اما آتی نهيبش زد که سياست نه، اما اگر می خواهی درباره ادبيات و فرهنگ و جغرافيا و تاريخ ايران بدانی فردا بيا چای بخوريم.

شرح بيش تر بماند برای بعد. فعلا باز آمده ایم و خبری هم نیست تا من هم مانند شاعر بگویم چون باز آمدم کشور آسوده ديدم پلنگان رها کرده خوی پلنگی.

منبع : http://behnoudonline.com/2006/06/060607_015987.shtml

PowerPoint Presentations with Annotations-4

Business/Professional Writing

General Business Writing Issues

Email Etiquette
This presentation was designed in response to the growing popula rity of email in the workplace and the subsequent need for information on how to craft appropriate email messages, communicate with colleagues and classmates, and participate in electronic mailing lists. Anyone who uses email (regardless of regularity or purpose) will find this workshop to be useful. This presentation includes explanations and activities for audience participation. (Writer and Designer: Stephanie Williams Hughes with contributions from Angela Laflen, updated April 2002)

Writing Business Messages
This presentation is designed to help writers analyze their audience and organize information effectively in business messages. The 41 slides presented here ar e designed to aid the facilitator in an interactive presentation about the business writing process. This presentation is ideal for any writer who desires to write more effective and persuasive business messages. (Writer and Designer: Angel a Laflen, with contributions from Stephanie Williams Hughes and Victoria Kellough, updated April 2002)

Employment Documents

Cover Letters
This presentation is designed to help students more fully un derstand the expectations readers have when reading a cover letter. This presentation is ideal for any student, especially those students who are nearing the time when they will be ready to apply for jobs or internships. (Writers and Design ers: Angela Laflen and Jennifer Liethen Kunka)

Crossing the Finish Line: Writing a Job Acceptance Letter
This presentation is designed to help students and job seekers understand how to prepare a job acceptance letter. This presentation is ideal for anyone involved in the job search process. (Writers and Designers:Vicki Kellough, Lindsay Trawick, and Heather Long)

Developing Your Resume
This sixty-one slide presentation takes job seekers through a comprehensive interactive workshop about the drafting and desigining of their resume sections, including the contact information, the objective statement, the education sect ion, the experience section, and the honors and activities section. (Writer and Designer: Bryan Kopp)

Each of the resume sections may also be downloaded and presented as a separate workshop:

The Contact Information Section

The Objective Statement

The Education Section

The Experience Section

The Honors and Activities Section

 

Resume and Cover Letter (combined PowerPoint)
This presentation is a combination of the resume and cover letter prese ntations. It covers both resume development basics and cover letter basics. (Writers and Designers: Angela Laflen and Jennifer Liethen Kunka)

Resumes
This 40- to 45-minute presentation is designed to hel p students develop their resumes and attract the attention of prospective employers. This presentation covers methods for developing each section of the resume and is well-suited to any person preparing documents for the job search process. (Writers and Designers: Angela Laflen and Jennifer Liethen Kunka)

Scannable Resumes
This presentation is designed to assist students in learning the various methods for crafting a technologically co rrect document that will be successfully translated into a potential employer's database. This workshop is ideal for students who are nearing the time when they will be ready to apply for jobs or internships and need to tailor their resume for scanning. (Writer: Stephanie Williams Hughes)

Agricultural Economics/Cooperative Extension

Powerful & Practical: Writing the Impact Report
This presentation offers rhetorical and practical advice for how to write good impact reports for programs. (Writer and Designer: Mitch Simpson)

Principles for Powerful Persuasion
This presentation is designed to teach principles for persuasion when giving presentations to audiences and groups about programs. (Writer and Designer: Mitch Simpson)

 منبع : http://owl.english.purdue.edu/workshops/pp/index.html

PowerPoint Presentations with Annotations-3

Grammar and Mechanics

Sentence Clarity and Combining
This presentation is designed to teach your students about common sentence clarity problems, including misplaced modifiers, dangling modifiers, and passive voice, as well as strategies for combining sentences together. The twenty-nine sl ides presented here are designed to aid the facilitator in an interactive presentation of methods for improving sentence structure. This presentation is suitable within any course as a refresher to common sentence problems. (Writer and Desi gner: Jennifer Liethen Kunka. Additional graphics: Michelle Hansard.)

Conquering the Comma
This presentation introduces your students to the rules of comma usag e, including placement in compound sentences, after introductory elements, with dependent phrases and clauses, around non-essential elements, in a series, and with adjectives. This presentation also covers methods for avoiding a common comm a error--the comma splice. This presentation is ideal for the beginning of a composition course, the assignment of a writing project, or as a refresher presentation for grammar usage. (Writer and Designer: Jennifer Liethen Kunka)

منبع : http://owl.english.purdue.edu/workshops/pp/index.html

PowerPoint Presentations with Annotations-2

Research and Documentation Styles

Research and the Internet
This presentation introduces your students to methods for effectively search ing the World Wide Web and evaluating the content of web pages. The twenty-four slides presented here are designed to aid the facilitator in an interactive presentation of search and evaluation strategies. This presentation (our most r equested workshop!) is perfect for the beginning of a research unit in a composition course or for any research assignment that requires the use of Internet sources. (Writer and Designer: Jennifer Liethen Kunka)

Using THOR (Updated: February 2003)
This presentation introduces students to methods for using THOR (THe Online Resource), the web interface to the Purdue library system catalog and a number of electronic indexe s. The thirty-four slides presented here will aid the facilitator in discussing how to search the catalog and the indexes. This presentation is ideal for the beginning of any segment of a course that involves library research at Purdue Univ ersity. (Writer and Designer: Erin Karper)

Cross-referencing: Using MLA Format
This presentation teaches your students the purposes of MLA documentation, as well as methods for using parenthetical citations and a Works Cited page. This presentation is an important addition for the beginning of a research unit in a humanities course or any assignment that requires MLA documentation. (Writer and Designer: Jennifer Liethen Kunka)

Documenting Sources: Using APA Format
This presentation reviews the purposes of APA documentation, as well as methods for effectively using parenthetical citations and a reference page. This presentation is ideal for the begin ning of a research unit in a science course or any assignment that requires APA documentation. (Writer and Designer: Jennifer Liethen Kunka, updated September, 2001).

Field Research: Conducting an Interview
This presentation provides suggestions about how to conduct interviews for field research. It is primarily designed for first-year compositio n students, but it can be adapted for upper-level classes. (Writer: Brian Yothers)

منبع : http://owl.english.purdue.edu/workshops/pp/index.html

PowerPoint Presentations with Annotations-1

 

Writing Skills

Understanding Writing: The Rhetorical Situation
This presentation is designed to introduce your students to a variety of factors that contribute to strong, well-organiz ed writing. This presentation is suitable for the beginning of a composition course or the assignment of a writing project in any class. (Writer and Designer: Jennifer Liethen Kunka)

Finding Your Focus: The Writin g Process
This presentation acquaints your students with the steps that constitute the writing process, including strategies for brainstorming, drafting, revising, and proofreading. This presentation would work well for the beginning of a composition course or the assignment of a writing project in any class. (Writer and Designer: Jennifer Liethen Kunka)

Organizing Your Argument
This presentation reviews the elements of an organiz ed essay, including the introduction, the thesis, body paragraphs, topic sentences, counterarguments, and the conclusion. The twenty-one slides presented here are designed to aid the facilitator in an interactive presentation about construc ting a well-organized argument. This presentation is ideal for the introduction of argument to a composition course, the beginning of a research unit, or the assignment of a written argument. (Writer and Designer: Jennifer Liethen Kunka)

Visual Rhetoric for Student Writers
This presentation will teach students the fundamentals of visual rhetoric.

Writing the Literary Analysis
This 14-slide presentation is designed to help teachers introduce writing literary analyses to their students. It is ideal for introductory literature courses. (Writer and Designer: Brian Yothers)

Writing with PowerPoint
This presentation will introduce you to the PowerPoint environment and describe the rhetorical issues that need to be considered when writing with Powe rPoint.

Benefiting Most from a Writing Tutorial
This workshop introduces English as a Second Language writers to some basic concepts in writing center pedagogy. It also familiarizes them with the idea of agenda-setting so that they may come to a writing center with their concerns and issues. The last issue addressed is grammar and dictionary use. This presentation can be used as part of writing center orientation program for ESL classes or as part of orientation at an ESL students' first writing tutorial. (Writer and Designer: Lu Liu)

منبع : http://owl.english.purdue.edu/workshops/pp/index.html

نقد در مطبوعات از نگاه دکتر محسنیان راد

 


تصور تعريف مطبوعات از دولت خطا است و اين كه دولت انتظار داشته باشد وقتي عيب‌هايش گوشزد مي‌شود، حسنهايش هم گفته شود خطا‌ي بزرگتري است. به ظاهر گفتن حسن در كنار عيب قشنگ است ولي توقع اين كه روزنامه‌نگار گرفتار و نه پرسواد ايراني بخواهد هم عيب و هم حسن را بگويد، توقع بسيار بي‌دليلي است. پس نبايد گول اصطلاح « انتقاد سازنده» كه روسها (اتحاد جماهير شوروي) كه سابقاً درست كرده بودند تا به كشورهاي جهان سومي اشاعه دهند را خورد. اين اصطلاح جعلي را دولتمردان نيز نبايد بكار بگيرند. انتقاد نه سازنده است و نه بايد تخريبي باشدانتقاد بايد انتقاد باشد، يعني نه اين كه آنقدر تخريبي باشد كه فرد بعد از شنيدن آنها مدتها طول بكشد كه بتواند سرپاي خود بايستد و نه آنقدر در لفافه‌گويي پنهان شود كه خاصيت خود را از دست بدهد. انتقاد بايد به گونه‌اي مطرح شود كه فرد مورد نقد يا بتواند خود را اصلاح كند يا بدون هيچ اما و اگري به طور خودكار از سيستم حذف شود.

از همه مهم‌تر انتقاد نبايد عاطفي باشد، بلكه بايد ادراكي باشد تا جايي كه ممكن است بايد در حوزه ادراكي نقد كنيم البته بايد در اين زمينه‌ها كاركرد تا شرايط اينگونه نقد مهيا شود. در مدل آرماني به زبان ساده آمده است كه دولتمردان بايد به مطبوعات «داده» بدهند نه «اطلاعات» يعني سخنراني نكنند تا مطبوعات سخنراني آنها را چاپ كند و روزنامه‌نگاران به مردم «داده» ندهند، بلكه «اطلاعات» بدهند، يعني روزنامه‌نگاران هنگامي كه داده را از دولتمردان مي‌گيرند بر روي آن كار كنند و آن را تبديل به اطلاعات كنند يعني تفسير. اين روزنامه‌نگار،  نوكر و دستگاه ضبط صوت دولتمردان نخواهد بود. حضور دارند، وجود دارند و ديده‌باني مي‌كنند.
 
 
ادامه نوشته

تفاوت گفت وگو و مكالمه در مصاحبه

 

57148193.gifيك مصاحبه خواندني – اگر نگوييم خوب- مصاحبه اي است كه داراي قلاب باشد. قلابي كه خواننده را اسير كند و او را تا پايان نگه دارد. گاهي اين قلاب از فرايند ديالوگي حاصل مي شود كه طرف مصاحبه شونده اش خوب حرف مي زند. حرف اش اطلاع رسان است، گرم و صميمي است، چالش برانگيز است، بازتاب بيروني حرف هايش قلقلك ايجاد مي كند و... و... و. اما بعضي وقت ها اين خواندني شدن حاصل يك خوشفكري و نگاه حرفه اي از سوي مصاحبه كننده يعني خبرنگار است. از يك آدم بي حال يعني مصاحبه شونده بي رمق يك موجود زنده مي سازد. مدام در ذهنش هنگام مصاحبه به فكر مخاطب است كه نكند در توجه نهايي از دستش بگريزد. لذا تا مي تواند با لطايف‌الحيل سعي مي كند بر كالبد مصاحبه اي كه سعي در انجام درست اش دارد، روح مسيحايي بدمد. هي سوال هايش را ورز مي دهد،؛هنگام تنظيم مدام موهاي سرش را مي كند كه چگونه با يك تنظيم اصولي از اين مصاحبه يك توليد هنري داشته باشد. اگر از اين كار موفق بيرون آمد ما اسم اش را مي گذاريم خبرنگار مولف، كسي كه مكتوب مرده را زنده مي كند. اين خبرنگار، نمي شود كه با تكنيك هاي نويسندگي آشنا نباشد و خبرنگار مولف بشود، پس بايد فراوان داستان خوانده باشد و به تكنيك هاي داستان نويسي آشنا باشد. مثلا در مصاحبه كردن تفاوت مصاحبه و گفت و گو و تفاوت گفت و گو و مكالمه را بداند. اين مقدمه را گفتم كه اين چند جمله را به نقل از آقاي ويليام نوبل براي شما نقل كنم :
 تام برچ در مكالمه مثل زنبور تند وسريع است‌،اما تا قلم به دست مي گيرد انگار كه اژدر به طرفش پرتاپ شده، تمام استعداهاي اش خشك مي شود.
وقتي مكالمه را به اين عنوان كه گفت و گويي خوب و واقعي است ، روي كاغذ مي نويسيم، انگار كه آب سردي روي ساختمان درام ريخته ايم. مكالمه، مكالمه است؛ گفت و گو ، گفت و گو است. قاطي كردن آنها ساده و تمايز آنها مشكل است. اما نويسنده خوب پشتكار دارد و مي داند كه چه چيزي روي صفحه كاغذ سرو صدا مي كند و چه چيزي بي حالت است. اين مكالمه است:
- كجا زندگي مي كني؟
- خيابان استيت، شماره 230.
و اين يك گفت و گو است:
- اين جا زندگي مي كني؟
- اگه بشه اسمشو زندگي گذاشت!
از برخي لحاظ گفت وگوي خوب مثل سراب است. به نظر واقعي مي رسد و به نظر مي رسد كه مردم واقعي كارهاي واقعي انجام مي دهند، اما چنين نيست. در واقع، چنين نيست.پس گفت و گو چيست؟  
گفت و گوي خوب يكي از كارهاي زير را انجام مي دهد:
- گوينده را معرفي مي كند؛
- صحنه را معرفي مي كند؛
- كشمكش به وجود مي آورد؛
- پيش گويي ( يا زمينه چيني ) مي كند؛
- توضيح مي دهد.

 اينكه ما روزنامه نگاران چه مقدار از اين توصيه‌ها را در مصاحبه كه فرايندي زنده و واقعي است استفاده مي كنيم ؟ كجا؟ و چه طور؟ و يا چه معجوني به آن مي افزاييم بماند براي بعد. تنها فراموش نكنيد كه ما هم داستان نويس هستيم با اين تفاوت كه داستان‌‌هاي واقعي زندگي مردم اطراف‌مان را مي نويسيم.
  

منبع : http://tavakoli.eprsoft.com/

دستور کارگشا از 1000 کیلومتری/یا از 5 درصد اطلاعات چگونه 100درصد بهره ببرید

 
ما روزنامه نگاران همه گاه در معرض سوژه ایم .اگر حال وحوصله هم اجازه دهد    می توان این سوژه ها را پروراند  و تبدیل به مطالب خواندنی کرد. نوشته زیر که چندی قبل در روزنامه کار گزاران منتشر شد . حکایت مواجهه من با یکی از این سوژه هاست. من روزنامه نگار حوزه فرهنگم ( اگرچه تجربه چند ماهه ای هم در خبرنگاری شهری دارم )اما به تاسی از یکی از استادان روزنامه نگاری که نزدش چند ماهی شاگردی کرده ام ( جناب استاد علیرضا فرهمند) این نکته را همیشه درپس ذهنم دارم که ( یک روزنامه نگار از ۵ درصد اطلاعات خود ۱۰۰ درصد استفاده میکند) این مطلب را بخوانید  ودر باره نحوه استفاده من از اطلاعات ناچیزو تبدیل آن به یک گزارش - یادداشت قضاوت کنید.
 
                 *     *     *      *     *      *       *        *        *

 وقتي خودروي سمند استارت زد ، نگاهي به ساعتم انداختم . 8 بود. 8 شب . گفتم سه ونيم تا چهار ساعته در مقصدم .همسر  وبچه( 14 ماهه)  ام هم گفتند كه بيدار و منتظر  مي مانند و شام هم نمي خورند تا با هم دور سفره بنشينيم . آن هم بعد از 25 روز كار سخت و فشرده . آنهايي كه پدر شده اند ، مي دانند كه ديدن بچه 14 ماهه چه لذتي دارد . دوره اي كه نه حرف مفت مي زند و نه حرف نامفت! و تو سراپا شوق هستي كه ببيني و ببويي اش. سرم را روي پشتي گذاشتم كه بخوابم تا انرژي افزونتري براي اين ديدار شوق انگيز داشته باشم . هنوز چشمانم گرم نشده بود كه ابتدا با ترمز راننده تكاني خوردم ودر ادامه با سرو صداي اطرافيان و لعنت لعنتشان بيدار شدم . نگاهي به جلو انداختم . تا چشم كار مي كرد ماشين بود كه همانند پاركينگ بزرگي در دولاين طولاني حد فاصل خيابان دماوند تا نرسيده به پل بزرگراه شهيد بابايي ايستاده بودند . ابتدا من هم همانند همگي سرنشينان و ديگر مسافران خودرو هاي ديگر ربع ساعتي به انتظار فرجي نشستم ، اما گرهي از كارگشوده نشد. براي لحظه اي به ياد آوردم اگرنجنبم آن ديدار تاريخي را از كف خواهم داد. پس تلفن همراهم را همانند سلاحي كمري بيرون كشيدم و تماسي با يكي از دوستان خبرنگار حوزه شهري د رروزنامه گرفتم . ماجرا را توضيح دادم . گفت فلاني تلفن رويانيان( رئيس كل راهنمايي و رانندگي) را دارد . به فلاني زنگ زدم . تلفن راداد و گفت و نگو از كي گرفتي . به همراه  رئیس زنگ زدم . صدايي زمخت از آن سو جواب داد . گفتم از فلان روزنامه هستم و د رفلان جا ترافيكي ايجاد شده كه تاكنون سابقه نداشته است. گفت : د رجلسه ام به فلاني زنگ بزن . گفتم شماره ندارم .شماره فلانی را داد.  به فلانی زنگ زدم . گفتند به ما ربطي ندارد بايد پليس راه فلان جا زنگ بزنی تا رفع مشكل كند. به پليس فلان جا زنگ زدم . گفتند قبل از بزرگراه بابايي است ، به ما ربطي ندارد به راهنمایی و رانندگی فلان جا زنگ بزن. به پلیس راهنمایی فلان جایی که گفته بودند زنگ زدم . باز همان آش و همان کاسه برقرار بود . در همين حيص  بيص ،موبايلم زنگ خورد . شماره آشنا بود .  خود رئيس بود. از آن سو  صدايي مي گفت :   اتفاق خاصي نيفتاده . يك تريلي چپ كرده و بايد جرثقيل بيايد تا جاده باز شود . چند دقيقه اي هم صبر كرديم . هيچ تكاني در ماشينها ديده نمي شد . دوباره زنگ زدم . همان صداي آشنا گفت: آقا عجله نكن . من شيرازم . با اين حال دستور پي گيري دادم . توقع نداشته باش  پليس 80 كيلويي تريلي را جابجا كند، بايد صبر كني تا جرثقيل بيايد . صداي سردار در گوشم زنگ مي زد  كه خود روها تكان خوردند . جاده باز شده بود. به جاجرود رسيديم. راننده براي ساعت زدن پياده شد و من براي ارضاي كنجكاوي و پاسخ به اين پرسش كه چه شد كه اين مسير با اين سرعت باز شد . از پليسي كه جلوي من ايستاده بود پرسيدم : چرا پليس را ه براي باز كردن چاده نيامده بود . گفت : آنجا حريم تهران است و به ما ربطي نداشت ،اما به ما خبر دادند كه خود رئيس د رترافيك گير كرده است . و ما سريع رفتيم و رفع مشكل كرديم .

منبع : http://publibook.blogfa.com/

تكلم به 60 هزار گويش در ايران

بيش از 60 هزار گويش در سراسر ايران تكلم مي شود .
سيداحمد محيط طباطبايي گفت : به طور تقريبي همه اين تعداد گويش , اكنون رواج دارد و فقط برخي از آنها ممكن است در سالهاي آينده با رواج شهرنشيني و مهاجرت در معرض زوال قرار گيرد.

وي با اشاره بر ضرورت مستند سازي اين گويشها افزود: در معرض زوال بودن برخي گويشها , بيانگر اهميت مستند سازي اين گويش ها است.

بر اساس جديدترين يافته‌هاي آماري تركيب قوميت هاي ايران به ترتيب فارس‌ها 51 درصد , آذري ها 24 درصد ,گيلا‌ني و مازندراني ها 8 درصد , كردها 7 درصد , اعراب 3 درصد , بلوچ , تركمن و لرها هريك 2 درصد و اقوام پراكنده نيز يك درصد گزارش شده است .

منبع : http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=ArtContent&news_num=39774

دکتر میرعابدینی : ایرانیان از واژه های تحمیلی استقبال نمی کنند

دکتر میرعابدینی : ایرانیان از واژه های تحمیلی استقبال نمی کنند
دکتر سید ابوطالب میرعابدینی - محقق و استاد ادبیات دانشگاه آزاد دانشگاه تهران ، گفت : قدیمی ترین تصنیف های فارسی به زبان عوام و از سوی افراد ساده و بی سواد سروده شده و " ادبیات پربار " امروز را شکل داده اند .
 


این محقق و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر ، با بیان این مطلب افزود : تفکیک ادبیات عامه ازادبیات فاخربسیار سخت است . آنچه شاعران بیان می کنند برگرفته از زبان و اندیشه دیگران است و زبان شاعران را نباید جدا از اقشار مختلف جامعه بدانیم .

دکتر سید ابوطالب میرعابدینی ادامه داد : ادبیات عامه نزدیکی گفتار مکتوب و شفاهی است و اولین رویکرد به ادب عامیانه در نزد محققان از دوران مشروطه آغاز شد . بیداری و آزادی خواهی مردم ایران به زبان آنها تشخص و والایی بخشید که این امر مولود انقلاب های اجتماعی و مردمی در تاریخ ایران بوده است .

این محقق ادبی خاطرنشان کرد : پرداختن به زبان عوام در ادبیات به معنای ارزش گذاشتن به اندیشه و گفتار عوام است و از بین رفتن طبقات اجتماعی و سیاسی را نوید می دهد . در طول تاریخ ایران شاهان با تفکیک طبقاتی میان خود و اقشار مختلف جامعه برای خود زبان و گفتاری ممتاز قایل می شدند .

میرعابدینی تصریح کرد : چنین رویکردی ازسوی آنها موجب ارزشگذاری خاصی از سوی ادبا نسبت به زبان و ادبیات می شد ، به گونه ای که درنظر بزرگان ادبیات کلامی دارای فصاحت بود که در آن از واژه های غیر معمول و بالاتر از درک و اندیشه عوام استفاده می شد .

وی اضافه کرد : زبان هر فرد گویای شخصیت و اندیشه او است و هنگامی که از زبان و گویش های مختلف در ادبیات استفاده شود به صاحبان آنها شخصیت داده شده است . وجود زبان رسمی زبان های عامه را در جامعه تحت تاثیر قرار می دهد بنابراین واژه های مردمی که از تلفظ ثقیلی برخوردار است جای خود را به کلمات آسان تر می دهد .

میرعابدینی تاکید کرد : اولین کسی که در دوران مشروطه میان زبان مردم و زبان فخیم ادبا ارتباط ایجاد کرد علی اکبر دهخدا بود که اعتقاد داشت برای بیداری فرهنگی ایرانیان باید به زبان خود آنها سخن بگوییم . رساله " چرند و پرند " وی در میان اقشار مختلف جامعه که از گروه کم سوادان و عوام تشکیل می شدند موجب انقلاب فکری عظیمی شد .

این استاد ادبیات ادامه داد : جامعه آزاد با فخامت میانه ای ندارد زیرا قایل شدن فخامت برای زبان ادیبانه آنرا در حصار قرار می دهد . پس از دهخدا محمد علی جمال زاده با تالیف " سرو ته یک کرباس " و " فارسی شکر است " اهمیت زبان و ادبیات عامه را خاطرنشان کرد .

وی یادآور شد : صادق هدایت ، جلال آل احمد ، سیمین دانشور و دیگران با نگارش داستانهایی به زبان ساده و مردمی در این راه گام برداشتند . زبان بیان کننده هویت فرهنگی است و مردم عام بهترین معمارهای زبان و فرهنگ خود هستند به گونه ای که ایرانیان هر ساله چهار هزار واژه جدید می سازند .

میرعابدینی خاطرنشان کرد : در برخورد فرهنگ ها  واژه ها با تغییر هایی روبرو می شوند و هیچ سازمان رسمی نمی تواند واژه ای را به مردم تحمیل کند . فرهنگستان زبان فارسی می تواند میان زبان تراش خورده و زبان مردم عامه رابطه ملایمی را برقرار کند .

وی ادامه داد : نباید فراموش کنیم که زبان فارسی به اندازه ای گسترده است که به راحتی واژه های تازه را در خود ذوب می کند به عنوان مثال زبان فارسی در مقابل زبان عربی که از قدرت سیاسی و دینی بسیاری برخوردار بود با ساختن افعال ترکیبی هویت خود را حفظ کرد .

این محقق اضافه کرد : به عنوان نمونه کلمه رشد یک کلمه عربی است که ایرانیان با ساختن افعال ترکیبی چون رشد کردن و رشد دادن یعنی قرار دادن واژه های فارسی کردن و بودن در کنار آن واژه رشد را در اختیار گرفته اند . این مساله در زبانهای دیگر این اتفاق می افتد .

میرعابدینی توضیح داد : واژه چنگ را عرب ها از ایرانیان اخذ کردند و آن را به شنج مبدل کرده ودرباب تفعل از آن تشنج را ساختند و ایرانیان از تشنج در معنایی کاملا جدا از چنگ که یک آلت موسیقی است استفاده می کنند . هر زبان چنان موجودیتی دارد که واژه ها را به خوبی در خود حل می کند و با جابجا کردن حروف ، خود را غنی می کند .

وی ادامه داد : فرهنگستان می تواند تنها پیشنهاد دهنده واژگان فارسی در مقابل کلمات وارداتی باشد زیرا ایرانیان از واژه های تحمیلی استقبال نمی کنند . آوا و تارهای صوتی ، اقلیم ، تجارب ، موسیقی و ساخت در تغییرکلمه ها تاثیر دارند واژه  پیشنهاد شده از سوی فرهنگستان اگر پیش ازمانوس شدن عوام با واژه های خارجی به گونه ای که با موسیقی شنیداری مردم هماهنگ باشد و از هجاهای کمی برخوردار باشد و نرم آوا باشد مورد پذیرش قرار خواهد گرفت .

دکتر سید ابوطالب میرعابدینی - استاد ادبیات فارسی ، خاطرنشان کرد : در صورتی که به مردم فرصت اندیشه داده شود خود بهترین معماران زبان خواهند بود : ای برادر تو همه اندیشه ای / مابقی خود استخوان و ریشه ای .

منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=332326

زبان فارسی در افغانستان پالوده تر از فارسی رایج در ایران است

زبان و ادبیات فارسی در افغانستان پالوده تر و دست نخورده تر از فارسی رایج در ایران است ؛ به طوری که به نسبت فارسی ایرانی کمتر با عربی و انگلیسی درآمیخته است.

سیدضیاء قاسمی - شاعر افغان - در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، ضمن بیان این مطلب افزود: در افغانستان اکثریت قریب به اتفاق مردم فارسی زبان هستند؛ به گونه ای که می توان گفت هفتاد درصد فارسی زبان اند و نود و پنج درصد هم آشنا با فارسی. یعنی آنهایی هم که فارسی زبان نیستند بر آن تسلط دارند و عمدتا از منابع و مآخذ فارسی استفاده می کنند.

وی تصریح کرد: اکثر منابع و آثار ادبی در این کشور فارسی است و این روند همواره رو به رشد بوده است. از جنبه شعر و داستان نیز اگر دقیق شویم متوجه می شویم که ادبیات افغان با مولفه های مدرن کاملا آشناست و در این راه جایگاه خود را پیدا کرده و حرف برای گفتن دارد.

قاسمی در تشریح دلایل پالودگی بیشتر زبان فارسی در افغانستان نسبت به ایران گفت: یکی از حوزه های تاریخی زبان فارسی خراسان بزرگ بوده که بخش عمده آن در افغانستان فعلی قرار داشته و بلخ هم جزو آن بوده است. دیگر این که ارتباطات افغانستان با زبان ها و فن آوری های روز دنیا کمتر از ایران بوده و همین عوامل باعث شده تا واژه ها و ترکیب های تازه و اختلاطی کمتر در آن راه پیدا کند.

وی تصریح کرد: تزاحم ها و تبادل های فرهنگی حتی بر نحو و بافت جملات نیز تاثیر می گذارند. مثلا در ایران فعلی رایج است با این عبارت که "دارم می روم" . محققین اعتقاد دارند که چنین ترکیبی از انگلیسی وارد شده است؛ در حالی که این تغییرات هنوز به افغانستان راه نیافته و ما آن فعل را صرفا با "می روم" بیان می کنیم.

این شاعر با اشاره به پایندگی و حفظ زبان فارسی در افغانستان، اضافه کرد: مشکلات افغان ها برای حفظ و حراست از زبان و فرهنگ خود بسیار فراوان بوده است و یکی از مهم ترین آنها دخالت ها و سیاست های انگلیسی ها در ادوار گذشته بوده که علاوه بر افغانستان در شبه قاره هند و ماوراءالنهر نیز به تخریب فرهنگ و زبان پرداختند و با آن شروع به مبارزه کردند. 

قاسمی ادامه داد: به عنوان نمونه در شهر بلخ که محل حضور شاعران کهن ما بوده و زبان ما را به بالندگی رسانده ، امروز حتی یک شاعر فارسی زبان هم یافت نمی شود. خارجی ها در طول دهه ها و سال های متمادی اقلیم هایی چون سمرقند و بخارا و بلخ را به حدی تحت تاثیر قرار دادند، که آثار مخرب آن هنوز هم قابل مشاهده است.

وی با تاکید بر محدودیت های اعمال شده توسط قدرت ها در مناطق مزبور، تصریح کرد: با همه محدودیت های اعمال شده باید اذعان کرد که ریشه و قدمت زبان فارسی در این نواحی به قدری بوده که غربیان کمتر به خواسته های استعماری فرهنگی خود دست پیدا کرده اند.

این شاعر افغان، حادثه یازده سپتامبر و سیاست های جنگ طلبانه بعد از آن را تهدیدی تازه علیه فرهنگ بومی افغانستان عنوان کرد و افزود: بعد از این واقعه و به ویژه در پاکستان و هند، شکل و ساختار اقتصادی منطقه به سمتی رفت که محور آن بر آشنایی مردم با فرهنگ و زبان غربی استوار شده است. بدین معنی که هر کس انگلیسی بداند از شغل و درآمد بهتری نسبت به سایرین برخوردار است.

ضیاء قاسمی در پایان گفت: آموزشگاه های زبان انگلیسی در افغانستان بسیار زیاد شده و این مساله خود خطری بزرگ برای فارسی به شمار می رود که اگر فارسی زبانان داخل و خارج این کشور همت نکنند معلوم نیست چه سرنوشتی برای آن رخ خواهد داد؟

 منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=336313

مرگ زبان فارسي در صورت عدم ترجمه در اينترنت

 
رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي اظهار اميدواري کرد پرداختن به مباحث اصلي زبان شناسي به صورت جدي در محيطهاي علمي تداوم پيدا کند.
دکتر حبيبي با بيان اين که توسعه علمي هر کشور نيازمند يک زبان علمي است ، گفت : اگر ما هرچه زودتر به مساله ترجمه زبان فارسي در رايانه نرسيم ، خط فارسي ما در 10 سال آينده از بين خواهد رفت چون همه مطالب در اينترنت به انگليسي و به خط لاتين است.
وي که در نخستين همايش زبان شناسي سخن مي گفت ، خاطرنشان کرد: ما در زمينه معادل يابي به واژه سازي فرهنگستان زبان فارسي نمي توانيم قناعت کنيم زيرا در طول سالهاي آينده دچار مجموعه اي از واژه هاي خارجي خواهيم شد. به گزارش ايلنا ، رئيس فرهنگستان زبان فارسي کار اصلي فرهنگستان زبان فارسي را تنظيم اصول و ضوابط واژه سازي و واژه گزيني دانست و افزود: اگر با يک واژه خارجي روبه رو شديم ، نبايد بلافاصله عنوان کنيم که نمي توانيم براي اين واژه ، واژه جديدي را انتخاب کنيم و آن واژه را همانند واژه تلفن به همين شکل بپذيريم. يک بار در چند سال پيش اين اصول را تنظيم کرديم.
در حال حاضر نيز در حال تجديدنظر اين ضوابط هستيم که به صورت حقوقي در اختيار تمام انجمن ها قرار بگيرد. وي افزود: من از تمام استادان زبان فارسي تقاضا دارم که بخشي از وقت خود را معطوف به واژه گزيني کنند ، اگر در گروه گويش فرهنگستان ، اصول و ضوابط گردآوري گويشها و تعداد واژه هايي که ثبت شده اند به صورت علمي تنظيم شوند و کساني را براي جمع آوري گويش تربيت کنيم ، بقيه کارها به دانشگاه ها سپرده خواهد شد. همچنين تمامي دستگاه هاي آموزش و پرورش و تمام کتابهايي که منتشر مي کنند بايد از دستور خطي که از سوي فرهنگستان اعلام شده ، تبعيت کنند. در اين صورت بعد از 10 سال ، دستور خط تثبيت خواهد شد.رئيس انجمن زبان شناسي ايران نيز در اين همايش گفت : دانش زبان شناسي در ايران سابقه ديرينه اي دارد و اختراع خط اوستايي که در اواسط دوره ساساني صورت پذيرفت ، حاکي از دانش وسيع و عميق مخترعان آن در زمينه آواشناسي و واج شناسي است.
دکتر يدالله ثمره افزود: خط ميخي که در اوايل دوره هخامنشيان به وسيله ايرانيان به يک خط آوانگار که صورت کاملا پيشرفته و کمال آن است ، تبديل شد ، دليلي بر آگاهي ايرانيان نسبت به رموز آواشناسي و واج شناسي است.
ترجمه بسيار دقيق متون بودايي ، مانوي و مسيحي به زبان سغدي که در اواسط دوره ساساني انجام شده ، شاهدي انکارناپذير بر دانش گسترده مترجمان در صرف و نحو و ريشه شناسي به شمار مي رود. رئيس انجمن زبان شناسي ايران با اشاره به ترجمه پنجاتنتره هندي از سانسکريت به پارسي ميانه که در اواسط عصر ساسانيان صورت گرفت ، گفت : اين ترجمه مهر تاييد ديگري بر زبان شناختي ايرانيان است و اين همان کتابي است که چند قرن بعد از زبان پهلوي به زبان عربي به نام "کليله و دمنه" برگردانده شد.

بالا رفتن سطح تالیفات داخلی زمینه ساز جهانی شدن نشر است

فرزان سجودی - مترجم ‏، گفت : در شرایط کنونی که هنوز سطح ترجمه در حیطه بسیاری از زبان ها پایین است ، وجود ترجمه های دست دوم و غیرمستقیم کاملا طبیعی به نظر می رسد .

این مترجم ‏، در گفتگو با خبرنگار کتاب مهر ، ضمن بیان این مطلب افزود : مسلما ترجمه های دست دوم و سوم ذهن خواننده را از مقصود نویسنده بسیار دور می کند . با این که تالیف های برخی زبان ها همچون ژاپنی در سطح بالایی قرار دارد ولی در کشور ما تعداد مترجمانی که از توانمندی و دانش کافی دربرگرداندن تالیف های آنها به زبان فارسی برخوردار باشند بسیار ناچیز است .

وی ادامه داد : عدم وابستگی به کپی رایت اقدام به ترجمه را آسان کرده است. در حوزه نقد ادبی هم که وابسته به ترجمه غرب هستیم  کمتر در ایران کار تخصصی انجام شده است . واقعیت امر این است که بازار ترجمه در ایران بسیار پررونق است و ما نیز در عصر ارتباطات به حوزه ترجمه نیازمند هستیم زیرا نمی توانیم خود را از ادبیات و فرهنگ جامعه جهانی جدا کنیم .

سجودی تاکید کرد : افزایش ترجمه در ایران خللی در تالیف وارد نمی کند و اگر بتوانیم سطح تالیف های داخلی را ارتقا دهیم گامی به جلو در راه جهانی شدن نشر خود برداشته ایم . مخاطبان ایرانی در صورتی که با تالیف های باارزشی مواجه شوند رمان ها و اشعار ایرانی را به آثار کشورهای دیگر ترجیح می دهند .

این مترجم ادامه داد : برای موفقیت در حرفه ترجمه نباید تنها به تحصیلات آکادمیک اکتفا کنیم زیرا روش آموزشی زبان های خارجی و ترجمه در دانشگاه های ایران با کاستی های بسیاری روبرو است . ارتقای سطح ترجمه و آموزش زبان در سطوح دانشگاهی ، وابسته به آموزش درست زبان پایه در سطوح متوسطه و راهنمایی مدارس است .

وی تصریح کرد : یکی از مشکلات حوزه ترجمه به عدم تعریف حدود فعالیت ویراستار مربوط می شود که در بسیاری موارد موجب اعمال سلیقه های مختلف در اثر مترجم می شود . اعمال نظر ویراستار در متون تخصصی که نیاز به ‎آشنایی با متن و زبان اصلی در آن ضروری است می تواند به صورت نقد صحیح ترجمه مورد استفاده قرار گیرد ولی درحوزه ادبیات و عمومی باید با احتیاط بیشتری برخورد شود .

به گزارش مهر ، دکتر فرزان سجودی متولد سال 1340 در گلپایگان و  دارای درجه دکترای زبان شناسی ازدانشگاه علامه طباطبایی تهران است . این استاد زبان شناسی صاحب تالیف و ترجمه های بسیاری در حوزه زبان شناسی و ادبیات است که از جمله آنها می توان به تالیف کتاب های « نشانه شناسی کاربردی » و « نشانه شناسی و ادبیات » و ترجمه هایی چون « نظریه ادبی » ، « ساخت گرایی و مطالعات ادبی » و « فریاد خاموش » اشاره کرد .

منبع :http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=320676

عمده ترین مشکل حوزه ترجمه به ضعف زبان فارسی برمی گردد

کامیار فراهانی - مترجم ، گفت : ترجمه زبان انگلیسی به فارسی به همان اندازه دشوار است که گنجاندن یک پارچ آب در لیوان !

این مترجم در گفتگو با خبرنگار کتاب مهر ، ضمن بیان این مطلب تصریح کرد : درحالی که تئوری و اصول تعیین شده ای برای ترجمه و نگارش فارسی وجود ندارد ، نمی توانیم ترجمه های مختلف را مورد ارزیابی و نقد قرار دهیم .  تصور قداست برای زبان مادری و بی نقص دانستن آن مانع تلاش نسل جوان در بالا بردن توان علمی و ادبی کشور ما می شود .

فراهانی ادامه داد : تا زمانی که ایرانیان در زمینه علم و صنعت نتوانند خود را به سطح بین المللی برسانند و خود واژه سازنباشند سهمی دربازاررقابت جهانی در عرصه زبان و فرهنگ نخواهند داشت . زبان فارسی آمیخته ای از زبان های مختلف روسی ،  انگلیسی ، عربی و پشتو است و معادل سازی فارسی برای واژه های بیگانه نمی تواند زبان ما را ارتقا دهد .

این مترجم خاطرنشان کرد : مترجمان جوانی که به تازگی به عرصه وارد شده اند اغلب به دلیل فقدان ضابطه و قانون مندی اصولی در امر ترجمه با سردر گمی روبرو می شوند . در حالی که به زعم مترجمان و نویسندگان باسابقه ترجمه کشور ما با ضعف های بسیاری روبرو است ولی از سوی هیچ کدام راهکاری عملی در رفع آسیب های ترجمه از نظرادبی و دستوری ارایه نمی شود .

وی اضافه کرد : تشکیل شورایی منسجم با حضور مترجمان باسابقه و ارایه اصول دقیق در رسم الخط و نگارش فارسی از سوی آنها تنها راه حل عملی در این راستا است .  مترجمان جوان به همیاری عملی و فراتر از نقد صاحب نظران نیاز دارند  و تا زمانی که از مترجمان موفق در  آموزش نوقلمان استفاده نشود نمی توانیم به آینده ترجمه در ایران امیدوار باشیم .

فراهانی تصریح کرد : بهترین منتقدان آثار مترجمان خوانندگان هستند و با وسعت روز افزون فرهنگ و دانش عمومی مترجمان ناتوان پس از دو الی سه اثر از گردونه بازار حذف می شوند .  بازاررقابتی امروزخود یکی از عوامل پیشرفت ترجمه و تالیف در سال های آتی است .

این مترجم در پایان گفتگو با مهر اظهار داشت : استفاده از آموزش های اساتید ترجمه به صورت حضوری و یا از طریق لوح های آموزشی و مشخص نمودن ترجمه و نگارش درست با ارایه اصول دقیق بهترین راه حل برای رفع آشفتگی ترجمه در کشور مااست . بیان درد های فرهنگی بدون ارایه راهکار بی فایده است وتا زمانی که کارشناسان واهل قلم تجربه های خود را به دیگران نیاموزند باری از دوش فرهنگ این سرزمین برداشته نخواهد شد .  

منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=307154

نود و نه در صد مترجمان ایرانی با دستور زبان فارسی بیگانه اند

کیومرث پارسا - مترجم ، گفت : بالاترین آسیب ترجمه کشور ما از جانب مترجمانی است که با ادبیات و دستور زبان مادری آشنایی کافی ندارند و به صرف دانستن یک زبان دوم دست به قلم می برند .

کیومرث پارسا - مترجم ، در گفتگو با خبرنگار کتاب مهر ، ضمن بیان این مطلب ، تصریح کرد : برخلاف اعتقاد بسیاری که ترجمه را تنها به زبان مربوط می دانند باید گفت که این حرفه بیش از هر چیز به ادبیات و روح فرهنگی اجتماع بستگی دارد . متاسفانه بسیاری از مترجمان ما در آثار خود از جمله ها و عباراتی استفاده می کنند که برای خوانندگان ایرانی نامفهوم و بیگانه است .

پارسا اضافه کرد : فعالیت مترجم زمانی نتیجه بخش خواهد بود که بتواند در عین رعایت امانت وحفظ قالب فرهنگی زبان مبدا خواننده فارسی زبان را با فضا و موقعیت رمان و داستان همسو کند . در این صورت مخاطب یک نویسنده از آن سوی مرزهای جغرافیایی می تواند اندیشه و گفتار خود را به بهترین شیوه با واسطه یک مترجم امین و توانا انتقال دهد .

وی خاطرنشان کرد : متاسفانه ناشران ما برای ویرایش اهمیت چندانی قائل نیستند و آن را با غلط گیری وحذف کلمه های تکراری یکی می دانند . در حالی که یک ویراستارحرفه ای و آشنا با ادبیات به دلیل آشنایی با فنون ادبی و دستوری می تواند بدون تعصب زاید مترجم را با ضعف های اثرش آشنا کند .

این مترجم ادامه داد : مترجم به دلیل قرار داشتن در فضای داستان خود گاه از خواننده غافل می شود وجمله هایی را به کار می برد که برای مخاطب عامی که دانش کافی با اصطلاحات فنی و خاص ندارد نارسا است . در چنین موقعیتی ویراستار به عنوان یک خواننده منتقد کمک بسیاری به او می کند و کلام وی را به سطح استفاده اقشار مختلف جامعه در می آورد .

پارسا تاکید کرد : تاسیس شورایی منسجم از ویراستاران و مترجمان با تجربه در تدوین اصول علمی نگارش براساس دستور علمی می تواند تا اندازه بسیاری به رفع بحرانهای ترجمه درکشوریاری برساند . فقدان یک قانون و تئوری ثابت در رسم الخط و شیوه نگارش ترجمه درکشور ما مترجمان جوان را با مشکلات زیادی روبرو کرده است که رفع آنها به همکاری اساتید زبان و ادبیات فارسی با مترجمان نیاز دارد .

به گزارش مهر، کیومرث پارسا درسال 1325 درشهر تهران به دنیا آمد و درسال 1353 تحصیلات خود را درمدرسه عالی ترجمه به پایان رساند . از این مترجم تا به حال 250 اثر به چاپ رسیده است که از میان آن می توان به " لی لی " به قلم خولیوکورتازارو " همراهان ژهو " از الکساندر دومااشاره کرد .

این مترجم به تازگی ترجمه " آبی ترین چشم " در بررسی اوضاع اجتماعی سیاه پوستان امریکا اثرتونی موریسون ( نویسنده آمریکایی و صاحب رمانهای " محبوب " و " بهشت " ) و" هجوم دوباره مرگ " اثر مشهورسارامگو نویسنده اهل پرتغال را به پایان رسانده است .

منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=307007

چقدر فارسی بنویسیم، خوب است؟

 

سال هفتاد و چهار اولین خورشید گرفتگی عمرم را تجربه کردم. گرفت کامل به مدت سیزده ثانیه در شرقی ترین نقطه ایران، جایی در بیرجند. اما این سفر بیست و دو ساعته با اتوبوس تجربه‌های یگانه دیگری هم به همراه داشت مثل آشنایی با امام جمعه آن زمان شهر بیرجند که در یک کنفرانس علمی با اعتماد به نفس کامل از یک دانش‌آموز خیالی ایرانی صحبت می‌کرد که با قوطی‌های حلبی یک موشک منحصر به فرد در دنیا ساخته است و دشمنان اسلام یک کامیون را از امریکا فرستاده‌اند تا این دانش‌آموز نابغه را زیر بگیرد و نابود کند. هم خوابگاه شدن با استادان بزرگ فیزیک ایران هم برای ما جوجه دانشجوهایی که تازه پایمان به دانشگاه رسیده بود تجربه جالبی بود. مخصوصاً که ساختمان نوساز بود و سرویس بهداشتی طبقه آقایان مشکل داشت و بنابراین استادان محترم پیژامه پوشیده با لیف و قطیفه و ابزار استحمام باید یک طبقه تشریف می‌آوردند بالا و از سرویسهای انتهای طبقه خانمها استفاده می‌کردند

اما از همه اینها ارزشمندتر آشنایی با استادی بود که تا آن زمان تنها نامش را شنیده بودیم و گفتگوهایش را خوانده بودیم و حالا بعد از سالها دوری از وطن برای این خورشیدگرفتگی یا به بیان خودش «خورگرفت» به ایران آمده بود. نکته‌ای که شدیداً توجه همه ما را جلب کرده بود این بود که دکتر محمد حیدری ملایری بر خلاف دیگر دوستان و همکارانش که تا پایشان به فرنگ می‌رسد زبان فارسی را می‌بوسند و کنار می‌گذارند و اگر پای صحبتشان بنشینی فقط حرف ربطهای فارسی را می‌فهمی، کاملاً فارسی صحبت می‌کرد!‌این کاملاً یعنی از فارسی حرف زدن من و شما هم خیلی بیشتر!‌انگار که با یک استاد ادبیات طرف هستید،‌ نه اخترشناس رصدخانه پاریس

این گذشت تا چندی پیش که بعد از ده سال راز این معما گشوده شد. آن هم با این نوشته داریوش آشوری . به! ‌پس دکتر حیدری ملایری یک پا استاد زبان بودند و ما خبر نداشتیم!‌ما فکر می‌کردیم فقط عشق به وطن و این ماجراهاست که باعث شده دکتر حیدری به جای کسوف یا خورشیدگرفتگی بگویند خورگرفت و همه صورتهای فلکی را هم به نامهای پارسیشان اسم ببرند

دکتر حیدری سالهاست که دست‌اندرکار گردآوری یک واژه نامه فارسی برای عبارتها و اصطلاحات علمی و فنی است. مسأله‌ای که همیشه دغدغه خود من در نگارش و ویرایش علمی بوده است. بیشتر همکاران ما به خود زحمت پیدا کردن معادلهای موجود برای اصطلاحات فنی را نمی‌دهند و حتی چکیده مقاله‌های خود را برای همایشهای علمی داخل کشور هم به زبان انگلیسی می‌فرستند، در حالی که زبان ارايه مقاله فارسی است. نتیجه این می‌شود که من و دوستان دیگر در همه کنفرانسهای سالانه فیزیک ایران یا همایش سالانه دستاوردهای نجوم کشور می‌نشستیم و به پینگلیش (کلمات انگلیسی همراه با حروف ربط و فعلهای فارسی) حرف زدن همکاران و استادان محترم می‌خندیدیم و در عین حال حرص می‌خوردیم! و از طرفی زمانی هم که نوبت ما می‌شد تا به زبان خودمان درباره یک مسأله علمی بحث کنیم، لازم بود کلمه به کلمه معادلهای انگلیسی کلماتی را که به کار می‌بریم بگوییم تا دوستان منظورمان را متوجه شوند

وقتی اولین بار این واژه‌نامه را دیدم کلی ذوق‌زده شدم اما کم‌کم چشمانم گرد شد و گوشه‌های لبم آویزان!‌ جل‌الخالق! برای اولین بار با واٰژه‌هایی روبرو شدم که همگی برایم تازگی داشتند و تقریباً همگی برایم نامأنوس بودند. ماجرا برعکس شد: برای فهمیدن معنی کلمات به فارسی لازم بود که اصل انگلیسی را بخوانم! می‌دانم که زمانی هم بسیار دور از ذهن بود که «دانشگاه» جای «اونیورسته» را بگیرد، اما آیا ما می‌توانیم یا لازم است که تمام واژه‌های موجود را با معادلهای صددرصد فارسی پاستوریزه عوض کنیم؟چند مثال می‌آورم
absorb = daršamidan درشمیدن
accident = došâmad دشامد
active = žirâ ژیرا
accretion flow = tacan-e farbâl تچان ِ فربال
Algol (β Persei) = Alqul, Ra's-ol-Qul الغول، رأس‌الغول
amateur astronomer = axtaršenâs-e dustkâr اخترشناس ِ دوستکار

وقتی ما در زبان عادی محاوره و نگارش به جای «جذب» نمی‌گوییم «درشمیدن» یا به جای «تصادف» نمی‌گوییم «دشامد» یا به جای «فعال» نمی‌گوییم «ژیرا» یا به جای «جریان» نمی‌گوییم «تچان»، آیا می‌توانیم این واژه‌ها را برای نوشتن یک متن علمی به کار ببریم و انتظار باشیم که مورد پسند و فهم همه باشد؟
در حال حاضر در متن‌های علمی فارسی واژه «برافزایشی» هم معادل واژه «فربال» ساخته شده است. البته ظاهراً‌ دکتر حیدری اصراری بر تغییر نامهای خاص ندارند و مثلاً‌ اسم ستاره «رأس‌الغول» را ترجمه نکرده‌اند «سر دیو» (این کاری است که من خودم همیشه می‌کنم، مخصوصاً سر کلاسهای درس وقتی بچه‌ها برای اولین بار با اسم ستاره یا صورت فلکیی آشنا می‌شوند ترجیح می‌دهم که تا جایی که ممکن است از کلمات فارسی استفاده کنم و حتی نامها را ترجمه کنم). اما انصافاً از «اخترشناس دوست‌کار» به جای «منجم آماتور» خیلی خوشم آمد! ما همیشه به جای «آماتور» می‌گفتیم «غیر حرفه‌ای» در حالی که خیلی از آماتورها به شدت در کار خودشان حرفه‌ای هستند

کاری که دکتر حیدری ملایری انجام می‌دهند بسیار ارزشمند و قابل توجه است
حالا من به عنوان یک «علم‌کار» که ادعایی هم در ادبیات و زبان ندارم اما دوست دارم که کارم را به زبان فارسی بنویسم و بگویم از اهل زبان چند سؤال دارم

حد و مرز درست فارسی حرف زدن یا نوشتن کجاست؟ اگر من از واژه‌نامه دکتر حیدری استفاده کنم اما هیچ‌کس حرف مرا نفهمد بهتر است (به این امید که بالاخره جا می‌افتد) یا به سلک همکاران دیگر بنویسم و بگویم که از قافله علم عقب نمانم؟ آیا حد وسطی وجود دارد؟ اگر دارد حد و مرزش چیست؟ و چه کسی باید آن را تعیین کند؟

آیا لازم است که زبان فارسی را از همه کلمات غیر فارسی پاکسازی کنیم و حتی واژه‌های متداول را با معادلهای نامتداول اما صد در صد فارسی جایگزین کنیم؟

به فرض این‌که جواب پرسش بالا مثبت باشد، آیا توانایی چنین کاری را داریم؟ چه‌ طور و چگونه؟
 

دوره‌ آزاد ویراستاری

«اولین دوره آزاد آموزش الکترونیکی(مجازی) »

با توجه به گسترش روزافزون علوم و فنون و توسعه فناوری اطلاعات ،معیارسازی زبان در مقام مهمترین ابزار رسانه ای اطلاعات امری ضروری تلقی می گردد.رعایت نکردن اصول و قواعد حاکم بر زبان معیار،مانع اصلی انتقال مفهوم ومقصود متون است.این امر زمانی بیشتر نمود پیدا می کند که متنی از زبان اصلی به زبان مقصد ترجمه می شود و چه بسا برای مخاطب فارسی زبان ، فهم یک متن به زبان اصلی ساده تر از ترجمه آن به فارسی باشد.

آشنائی دانشجویان ،پژوهشگران ،محققان،مترجمان،اعضای هیات علمی ،و عموم افراد با زبان معیار فارسی و قواعد ویرایش در تدوین ،تالیف و ترجمه متون ،سهم بسزائی در ارتقای کیفی ،صراحت ، دقت و صحت متون و همچنین مدارک علمی خواهدداشت.

دوره آموزش ویراستاری توسط واحد آموزشهای الکترونیکی دانشگاه تربیت مدرس در حوزه معاونت آموزشی دانشگاه، در پاسخ به این نیاز برگزار می گردد.در این دوره سعی می شود ضمن تعریف و توصیف و معرفی عوامل تقویت کننده زبان معیار و آشنائی با آسیب های زبان معیار،مخاطبان تا حدی به چهارچوب زبان معیار فارسی دست یابند و با قواعد ویرایش و درست نویسی آشنا گردند.

اهداف دوره:

· آشنائی با قواعد درست نویسی

· اجتناب از غلطهای رایج و مصطلح در زبان فارسی

· آشنائی با زبان معیار علمی

· آشنائی با درجات فصاحت متون علمی

· آشنائی با مشترکات و تمایزات زبان معیار با گونه های دیگر زبان مکتوب

این دوره در بهار سال 85 به شیوه الکترونیکی(آموزش از راه دور از طریق اینترنت)توسط واحد آموزشهای الکترونیکی دانشگاه تربیت مدرس برگزار می گردد.ثبت نام و شرکت در این دوره برای عموم علاقه مندان آزاد است و در پایان دوره گواهی معتبردانشگاه تربیت مدرس به شرکت کنندگان اعطا می گردد.

مهمترین مزایای این دوره برای کاربران :

· دسترسی آسان به منابع آموزشی خارج از حصار زمان و مکان و به صورت شبانه روزی

· قابلیت تعاملی کاربران با یکدیگر و با استاد و بالعکس

· صرفه جوئی در وقت و هزینه فراگیران

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 88011001 داخلی 3221 و یا 3099  تماس حاصل نمائید.

e-mail : info@tmvu.ir

منبع : http://www.tmvu.ir/?page=editingcourse

نامه نگاری - بخش نخست

اصول و روش هاي نامه نگاري

 

حضرت عبدالبهاء در لوح جوان درخشي مي فرمايند :

   انسان چون از ديدار ، مهجور ماند ، آرزوي گفتار كند

   و اطّلاعِ أسرار خواهد و اين به نگارشِ نامه ، منوط و

                                                                                                               مشروط است .  ( مائدة آسماني ج 9 ص 96 ) 

1 - نامه

 1 1 معنا و ريشة لغوي

      در لغتنامة فارسي دهخدا ذيل مدخل نامه چنين آمده است :

      " نامه. [مَ / م ِ ] (إ) پهلوي« نامَك » ( = كتاب ) مأخوذ از « نام » ، ... مكتوب . قِرطاس قرطس . .. كاغذي كه به نام

         كسي نوشته شود . ... نوشته . مكتوب . رُقعه . تعليقه . خطّ . كتابت . ... مراسله . مرقومه. ...رقيمه . كاغذ كه به

         كسي نويسند :

    

              سخن نيز نشنيد و نامه نخواند               مرا پيش تختش به پايان نشاند  ( فردوسي )

            

             نامه نويسد بديع و نظم كند خوب            تيغ زند نيك و پهنه بازد و چوگان  ( فرخي )

            . . .

 

      || كتاب ، همچون شاهنامه و فرس نامه و بازنامه و أمثال آن . ... هرنوشته و كتاب مثل شاهنامه و مرزبان نامه . ...

        صحيفه . ... سِفر ... ذبر .

 

             بدين نامه من دست كردم فراز               به نام شهنشاه گردن فراز ( فردوسي )

 

            نامۀ شاهان عجم پيش خواه                  يكره بر خود به تأمّل بخوان ( ناصرخسرو )

 

            سيه شد نامۀ ما تا بحدّي                     كه نبود از سفيدي جاي مدّي ( وحشي )

 

     || فرمان . ... حكم . منشور پادشاهان . ...

 

           نامۀ آزادي آمده ست سوي من            پنهان در شد ز خلق در دل و جانم ( ناصرخسرو )

 

      - روزنامه ؛ جريده . مجله . در تداول امروز : مطبوعاتي كه به صورت روزانه يا هفتگي يا ماهانه منتشر شود .

 

      || دستورالعمل . سرمشق . ...

 

    تركيب ها : آيين نامه . اجاره نامه . اجازه نامه . اندرزنامه . بارنامه . ... نامه آور . نامۀ أعمال . نامۀ باستان . نامه بر .

     نامه بستن . نامه خوان . نامه دان . نامه رسان . نامه سفيد ( صالح ) . نامه سياه ( بدكار ) . نامه نگار . نامه نگاري .

    نامه نوشتن . نامه نويس . نامه نويسي . نامه ور ( نامه بر ) . "

                         

      همين معاني و تركيبات در فرهنگ فارسي معين هم آمده است .

ادامه نوشته

نامه نگاری - بخش دوم

1 3 أهمّيّت و نقش نامه و نامه نگاري

1 3 1 حقوقي

1 3 2 اجتماعي

1 3 3 تاريخي

1 3 4 ادبي

 

1 4 أنواع نامه

1 4 1 خصوصي ( رسمي / صميمانه و خودماني )

1 4 2 إداري

1 4 3 أدبي( نثر / نظم )

 

1 5 شكل هاي نامه و نامه نگاري

 1 5 1 كاغذي

1 5 2 - الكترونيكي

 

2 - عناصر سه گانه نامه نگاري

2 1 نويسنده ( فرستنده )

2 1 1 شخص حقيقي

2 1 2 شخص حقوقي

 

2 2 مخاطب ( گيرنده )

2 2 1 شخص حقيقي

2 2 2 شخص حقوقي

 

2 3 پيام

2 3 1 انديشه

2 3 2 عواطف

2 3 3- زبان نوشتاري

 

3 - أجزاي نامه

3 1 مشخّصات نويسنده

3 2 مشخّصات گيرنده

3 3 مشخّصات نامه

3 3 1 زمان نگارش

3 3 2 مكان نگارش

3 3 3 إرتباط با نامه هاي قبلي

 

3 4 محتوا ( متن ) نامه

3 5 پيوست ها

 

4 - روش نوشتن نامه

4 1 -  پيش از نوشتن ( آمادگي )

4 1 1 تفكّر

4 1 2 گردآوري إطّلاعات لازم ( رجوع به أسناد مربوطه / رجوع به مكاتبات قبلي )

4 1 3 طرّاحي ساختار ( زماني / موضوعي / منطقي / إرتجالي : بدون ساختار )

4 1 4 إنتخاب لحن و زبان

 

4 2 - نوشتن نامه

4 2 1 انتقال انديشه ها و عواطف

4 2 2 درج إطّلاعات و أسناد

 

4 3 - پس از نوشتن

4 3 1 ويرايش ( محتوايي : إطّلاعات لازم / ساختاري: تقدّم و تأخّر مطالب / زباني : واژگان + املاء + رسم خط + قواعد زباني / صوري: نشانه گذاري + شكل هاي لازم  )

4 3 2 نحوة إرسال ( پست / اي-ميل : مسألة خط فارسي / مستقيم )

چند کتاب درباره رسانه ها


t جنگ روانی

v نويسنده :  حسین متفكر
vمترجم :
v ناشر : زمزم هدایت
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ دوم ۱۲۰۰۰ ریال

t اصول مخاطب شناسی تبلیغی

v نويسنده :  عبدالمجید صادقی
vمترجم :
v ناشر : زمزم هدایت
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ دوم ۱۵۰۰۰ ریال

t ارتباطات جهانی در حال گذار

v نويسنده :  حمید مولانا
vمترجم :
v ناشر : سروش
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۵
v قیمت : چاپ اول۲۵۰۰۰

t آپارتاید خبری انگلیس

v نويسنده :  گریک فیلو، مایک بری
vمترجم : علی ایثاری کسمایی
v ناشر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۵
v قیمت : ۴۶۰۰۰

t رسانه ها و دمكراسی

v نويسنده :  جان كین
vمترجم : نازنین شاه ركنی
v ناشر : طرح نو
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۳
v قیمت : چاپ اول ۲۱۰۰۰

t روزنامه نگاری الكترونی

v نويسنده :  مایك وارد
vمترجم : علی اصغر كیا
v ناشر : موسسه انتشاراتی روزنامه ایران
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۲۶۰۰۰

t روزنامه نگاری سایبر(جامعه اطلاعاتی و آزادی بیان )

v نويسنده :  یونس شكرخواه
vمترجم :
v ناشر : ثانیه
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۳۵۰۰۰

t نرم خبر و سخت خبر ( خبرنویسی پیشرفته )

v نويسنده :  بروس دی – ایتول – داگلاس ای. اندرسون – اندائیو یوكو – توماس ایی پترسون
vمترجم : محمد رضا نوروز پور
v ناشر : ثانیه
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۱۶۰۰۰

t مثلث طلایی نوشتن(برای مطبوعات)

v نويسنده :  احمد توكلی
vمترجم :
v ناشر : ثانیه
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۳
v قیمت : چاپ اول ۱۵۰۰۰

t روزنامه نگاری جهانی

v نويسنده :  جان هربرت
vمترجم : یونس شكرخواه، علی ایثاری كسمایی
v ناشر : موسسه انتشاراتی روزنامه ایران
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۳۱۰۰۰

t خبر و خبر رسانی در قران كریم

v نويسنده :  علیرضا پویا
vمترجم :
v ناشر : دانشكده صدا و سیما
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۲۰۰۰۰

t الفبای ارتباطات

v نويسنده :  دیوید گیل و بریجت آدمز
vمترجم :
v ناشر : مركز مطالعات و تحقیقات رسانه ها
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۲۵۰۰۰

t روزنامه نگاری تخصصی

v نويسنده :  حسین قندی
vمترجم :
v ناشر : مركز مطالعات و تحقیقات رسانه ها
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۱۲۰۰۰

t مدیریت سازمان های رسانه ای در BBC و CNN

v نويسنده :  لوسی شانكلمن
vمترجم : ناصر بلیغ
v ناشر : طرح آینده - اداره كل تحقیق و توسعه صدا
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۲
v قیمت : ...

t روابط عمومی حرفه ای بالنده

v نويسنده :  دیواكار شارما
vمترجم : میترا كیوان مهر
v ناشر : مركز مطالعات و تحقیقات رسانه ها
v تاریخ انتشار : ۱۳۸۴
v قیمت : چاپ اول ۲۰۰۰۰
منبع : http://www.saniehpress.com/default.asp

دو نکته اساسي در نوشتن براي وب


دو نکته اساسي در نوشتن براي محيط وب عبارتند از گويا بودن جملات و جنبه روائي هر آنچه مي نويسيم
گويا بودن :
منظور از گويا بودن در نظر گرفتن سطح درک مخاطبان است که در محيط وب مبناي آن سطح سواد يک ديپلمه است و ديگر اينکه بايد همه اصول روزنامه نگاري را رعايت کرد و به خصوص کوتاه نويسي مورد نظر هرم وارونه را.
تنها بايد اين نکته را يادآور شوم که آنلاين ژورناليست ها هر وقت از کوتاه نويسي حرف مي زنند؛ منظورشان موثر نويسي است (محتواي هر مطلب در محيط وب بايد پنجاه در صد محتواي چاپي آن باشد) به گونه اي که هر انچه که مي نويسند قابل اسکن باشد( نه با اسکنر! بلکه از نظر خواندن قابل اسکن باشد) و مي دانيد که حدود هشتاد درصد کاربران مطالب موجود در محيط وب را با چشم اسکن مي کنند و در خواندن مطالب وب؛ تقريبا 25 درصد ]در مقايسه با مطالب چاپي[ سرعت کمتري دارند.
جنبه روائي :
اما ضرورت لود مطالب در حالت روائي (Narrative Flow) يا ضرورت در نظر گرفتن جنبه روائي مطالب در محيط وب؛ يعني استفاده از هر آنچه که به عنوان امکانات آنلاين و سايبر در اختيار داريم (که رسانه هاي چاپي فاقد آن هستند) تا مطلب در يک حالت ترد وشکنده به بخش هاي مجزا قابل تقسيم باشد و در ضمن هر بخش مجزا نيز بطور مستقل جوابگوي خودش باشد و سپس اين مطالب مجزا از طريق لينک هاي مناسب با هم يک پيکره واحد را بسازند
یاد آوری کنم که بحث هاي مهم ديگري چون نقش پاراگراف ها، مدخل هاي ورودي به مطلب، لايه بندي و .... هم در نوشتن براي وب وجود دارد که اميدوارم فرصتي پيش بيايد تا در باره شان بنويسم.
 

How to write for the Web


Whether you are writing a blog, wiki, discussion post or traditional article, following a few basic tips can help you win more readers... and their respect.
Updated: 2006-04-26 at 9:05 PM (MST) by Annetherese Cullen
The shorter, the better: Readers appreciate writers who do not waste their time. Simple, direct language communicates your thoughts more efficiently than your bloated demonstration of all that stuff the rest of us slept through in English class.
Active voice: "Do it," don't "will have been done" it. Reserve passive voice for situations where you don't know the subject, such as crime and court reports. But even then, try to cast as much of the action in the active voice as you can.
Strong verbs: The best verbs demonstrate action. If you're writing a string of weak linking verbs, think about the action that's happening in your post, then rewrite a new draft using nothing but nouns and verbs in an attempt to better engage your vocabulary.
Attribute sources: If you don't tell your readers where you got your information, many of them will assume that you are just making it up. You aren't, are you? Attribution brings you credibility, because readers know that you've got nothing to hide if they want to check you out.
Contextual hyperlinking: Online narratives should allow readers to "branch off" and click through to other, more detailed, supporting content, depending upon a reader's level of interest. Almost all journalism refers to other sources, but online, a writer has the ability to link readers directly to those supporting sources. Note the URLs of those sources when reporting, and work those into your piece with contextual hyperlinks.
Try to link those URLs to the relevant proper names, keywords and phrases, rather than to the URLs themselves written out, or worse, the over-used "click here."
Use formatting: Break up that boring mass of gray type by using:

رسانه‌هاي مدرن به درك و دانش مدرن نياز دارند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: رسانه

يك روزنامه‌نگار و مدرس ارتباطات معتقد است: براي توسعه‌ي رسانه‌هاي مدرن بايد درك و دانش مدرن از آن‌ها داشت؛ نه اين كه تنها بر مهارت‌هاي استفاده از آن تكيه كرد.

به گزارش خبرنگار سرويس رسانه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ دكتر يونس شكرخواه با حضور در غرفه‌ي ايسنا در سيزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزار ي‌ها، ‌اظهار داشت: وين كراسبي- محقق ارتباطات- معتقد است كه رسانه‌ها در مفهوم امروزي به اشتباه نام‌گذاري شده‌اند و بيشتر ناقل و حامل هستند.

او افزود: اين محقق در طبقه‌بندي كه ارايه‌ داده، به سه سطح رسانه به مفهوم واقعي اشاره كرده است و آب، زمين و هوا را رسانه‌هاي اصلي مي‌داند؛ به عنوان نمونه انسان‌ها مي‌توانند بدون آن كه به تكنولوژي نيازمند باشند، به آساني بر روي زمين حركت يا در آب شنا كنند، البته با ابداع وسايلي مانند بالن و هواپيما انسان‌ها توانستند در هوا نيز جابه‌جا شوند.

اين مدرس ارتباطات ادامه داد: كراسبي براي هر يك از اين رسانه‌ها، نقاط قوت و ضعف‌هايي را ذكر كرده است؛ در زمين به عنوان رسانه نمي‌توان جابه‌جايي بسياري ايجاد كرد، اما اين قابليت وجود دارد كه كالاها را خانه به خانه تحويل داد؛ در مقابل در دريا حجم‌هاي بسياري جابه‌جا مي‌شوند، اما برخلاف زمين، نمي‌توان كالاها را خانه به خانه توزيع كرد، اما در هوا اين محدوديت‌ها وجود ندارد، چراكه هواپيما سبب شده تا نقاط قوت زمين و آب، در هوا جمع شود و نقاط ضعف‌ اين دو رسانه از بين برود.

به عقيده‌ي شكرخواه، وضعيت رسانه‌هاي امروزي را مي‌توان بر اساس طبقه‌بندي كراسبي مقايسه كرد، به عنوان نمونه ابتدا رسانه‌هاي چهره به چهره شكل گرفتند، يعني انسان‌ها بدون تكنولوژي از طريق ارتباطات كلامي‌ با يكديگر رابطه برقرار كردند و در واقع رابطه‌ي يك به يك داشتند، پس از آن رسانه‌هاي انبوه mass mediumها، پديد آمدند كه اين رابطه به صورت يك به جمع تبديل شد، يعني يك ايستگاه راديويي براي جمع وسيعي از شنوندگان يا يك ايستگاه تلويزيوني براي جمع وسيعي از بينندگان وجود داشت.

او افزود: تصور مي‌كنم رسانه‌هاي مدرن حالت بسيار به بسيار دارند، درواقع رابطه‌ي جمع با جمع است، بنابراين در اولين نگاه به اين رسانه‌ها، نبايد مساله‌ي مهارت‌هاي كار در رسانه‌ي مدرن با درك و دانش رسانه‌ي مدرن اشتباه گرفته شود. از اين رو مهارت‌ها همان مسائلي است كه درباره‌ي آنلاين ژورناليسم گفته مي‌شود و فرد بايد مسلط به خبرنويسي براي وب باشد و يا با نرم‌افزارهاي وب براي لود كردن تصاوير و فايل‌ها به طور كامل آشنايي داشته باشد؛ اما آنچه مهم است، درك مدرن از اين رسانه است كه مي‌تواند سبب قدرت آن شود، به عبارت ديگر، بايد به رسانه‌ي مدرن همان نگاهي را داشت كه كراسبي به مقوله‌ي هواپيما دارد، رسانه‌ي مدرن، ارتباط جمع به جمع را فراهم كرده است و توانسته از اعماق خود، متون را به يكديگر متصل و رابطه‌ي دانشي تازه‌يي را ايجاد كند، از اين رو در رسانه‌هاي مدرن به طور كامل بر تكنولوژي تكيه داريم.

شكرخواه درباره‌ي وضعيت رسانه‌هاي مدرن در ايران، تصريح كرد: شواهد نشان مي‌دهد مهارت‌هاي كار با رسانه‌هاي مدرن با درك مدرن از اين رسانه‌ها به اشتباه تصور شده است، درواقع مهارت‌هاي رسانه‌يي براي استفاده از اين رسانه‌ها، يك مساله است و درك مدرن از خود رسانه‌ي مدرن، مساله‌ي ديگري است كه در اين حوزه به شدت نيازمند كار هستيم.

او افزود: متاسفانه در كشور تنها به مهارت‌هاي روزنامه‌نگاري آنلاين توجه مي‌شود و غافل از اين هستيم كه با پديد آمدن رسانه‌هاي مدرن چه اتفاقي افتاده است.

منبع : http://www.isna.ir/main/NewsView.aspx?ID=News-714511

نوشتن براي وب

یونس شکرخواه
براي كلاس مولتي مديا :
- كارشناسي ارشد ژورنالسيسم


در مرحله پاياني كلاس مولتي مديا توجه شما را به قاعده هاي جهاني روزنامه نگاري آنلاين در زمينه نوشتن براي وب جلب مي كنم.
اين متن را فردا در كلاس داشته باشيد تا بيشتر درباره اش توضيح دهم.
ضمنا فردا سايت هايتان بايد با شرايطي كه گفتم آماده باشد.
اما درباره قاعده هاي جهاني آنلاين نويسي؛ موضوع را مي توان در سه سطح طبقه بندي كرد:
ساختار متن؛ محتواي متن و لينك هاي متن

ساختار متن :
پاراگرافهاي كوتاه :
اجازه ندهيد پاراگراف هاي شما از 100 كلمه بيشتر شوند.
تعاريف و مفاهيم : سعي نكنيد تعريف يا مفهومي را كه مي شود به آساني به آن لينك داد؛ خودتان دوباره ارائه كنيد. بهتر است كه به آنها لينك بدهيد و متن خودتان را طولاني نكنيد.
ميان تيتر : اگر متن شما از 300 كلمه بيشتر است؛ به ميان تيتر نياز دارد. ميان تيترها را كوتاه انتخاب كنيد و سعي كنيد در انها به مخاطب بگوئيد كه پاراگراف زير ميان تيتر مربوط به چيست.
فونت درشت : استفاد از واژه هائي كه فونت آنها درشت تر است (Bold) مي تواند به مخاطب در يافتن موضوعات اصلي موجود در متن كمك كند. ولي فراموش نكنيد كه از اين كار بايد با احتياط و در حد كم استفاده كنيد تا مخاطب با شلوغي و نويز ريخت و قيافه اي در متن مواجه نشود. احتياط هنگامي در اين زمينه ضروري تر است كه ميان تيتر هم داشته باشيد.
ليست : ليست همان كاري را مي كند كه گروبلي براي روزنامه نگاران قديمي مي كرد. / ياد روزهاي سربي بخير / گروبلي يا همان علائم اول پاراگراف ها (دايره هاي كوچك تو پر يا تو خالي، ستاره، مربع هاي تو پر و تو خالي و...) كمك مي كرد تا مطلب ارائه شده تفكيك شده تر به نظر برسد و يا عمدتا وقتي به كار مي رفت كه چند موضوع مرتبط با هم مي بايست به صورت يك ليست يا يك فهرست دنبال هم مي آمد. استفاده از چنين كاري در فضاي وب رايج تر از فضاي نوشتاري است و بعضي ها بدون استفاده از كاراكترهاي مخصوص اين كار؛ فقط با تو رفتگي اول پاراگراف اين كار را مي كنند (Indent).

محتواي متن:
ايجاز : كوتاه بنويسيد و سر هر واژه اضافي را به سنگ بكوبيد. همين.
ساختار جمله : جملات بايد كاملا معطوف به پيام باشند. باز هم از زياده نويسي بپرهيزيد. معلوم نويسي هم بر مجهول نويسي ارجح است. معلوم نويسي كار نويسندهخ را سخت تر مي كند و كار مخاطب را راحت تر.
حرف زدن به جاي نوشتن : سوء برداشت نشود و بلايي به سر من در نياوريد كه عده اي بر سر حرف ها و نوشته هايم درباره بحث سافت نويسي در آوردند. محاوره اي ننويسيد ولي مثل حرف زدن كه هميشه منظور آدم را زودتر از نوشتن بيان مي كند؛ عمل كنيد. تكرار مي كنم من نگفتم محاوره اي نويسي كنيد؛ بلكه گفتم از قدرت انتقال پيام در حرف زدن در فضاي وب استفاده كنيد. الان هر كه هر چه مي خواهد در فضاي وب مي نويسد و مي گويد اين سافت نويسي است. سافت نويسي عمدتا در روزنامه هاي جهان جاري است نه در وب؛ چون روزنامه ها نمي توانند با سرعت وب و كوتاه نويسي رايج در وب مقابله كنند بنابر اين با قلاب سافت نويسي به سراغ خوانندگان خود مي روند. دقت كنيد كه در وب اين سوژه هاي سافت هستند كه مي توانند به خاطر عدم محدوديت جا - بر خلاف روزنامه ها كه صفحات محدودي دارند- خبر شوند؛ نه اينكه در وب سافت نويسي رگه حاكم باشد.

لينك هاي متن :
كوتاه و گويا : لينك هائي كه مي دهيد كوتاه باشند و در حد چند كلمه (سقف كار 5 كلمه است). اين خطاست كه مثلا يك پارارگراف را لينك بدهيد.
بي دليل لينك ندهيد هر لينكي بايد يكي از توقعات مخاطب را برآورده سازد.
همه لينك ها مخاطبان را به صفحات ديگري هدايت نمي كنند و بعضي وقت ها به بخش ديگري از همان صفحه هدايت مي كنند. در اين مواقع بهتر است با استفاده از كلمات "بالا" يا "پائين" اين موضوع را براي مخاطب مشخص كنيد تا گمان نكند لينك شما شكسته بوده است.
براي مطالعه بيشتر :
دو نکته اساسي در نوشتن براي وب
درباره وب نويسي (متن زبان تخصصي براي كلاس هاي ليسانس)
رسانه‌هاي مدرن و درك مدرن (فراتر از تكنيك)
 

اين جا چه می کنی کلاغ ؟

مسعود بهنود

امروز صبح دیدمش. آمده بود پشت پنجره و داشت در چمن ها سر می زد، سياه پوش و موقر. چهار سال نديده بودمش، از یادم رفته بود هيبت کلاغ.

اولی که آمدم در اين جزيره بزرگ، در شهرکی کنار دریا ساکن بودم و مدام صدای قهقهه سیگال های دریا در گوشم بود وهيکل درشتشان گاه صبح ها با فرياد در منظرم می نشست. غوغا می کردند، هر صبح و عصر خبرها از دريا می آوردند برای آدم های نشسته به ساحل. و مدام آزادی و سرافزايشان را به رخ می کشيدند. آن قدر کردند که تصويرشان در خاطرم به جای کلاغ نشست. در قصه ها و خواب هايم پرندگان دريا جای کلاغ نشستند.

يک روز که شو هوائی بود در ايستبورن و طیاره های غول پيکر آسمان را از پر کرده بودند، تنوره می کشیدند و دودهای رنگين از آن ها بر سينه آسمان خط می انداخت. مردمان را ديدم سر به هوا به نظاره خودنمائی پرندگان غول پيکر بشرساخته، که ناگهان مرغان قهقهه در حرکتی جمعی – انگار نافرمانی مدنی – معترض به ورود غريبه های آهنين تن، بالای سر شهر در چرخش آمدند. چنان شد که صحنه هائی از پرندگان هيچکاک در نظر می آمد. فراوانی شان و غوغايشان، لحظاتی در دل های تماشاگران وحشت انداخت.

يک بامدادان، هنوز سر نزده آفتاب، ديدمشان مرغان قهقهه را که گوشه ای از ساحل را پرکرده بودند و باز صدا و صدا. چه می گفتند اين پرندگان آزاد درشت اندام که شهرداری از مردم خواسته است هامبرگرهای سس زده شان را نگذارند تا مبادا اينان مک دونالدی شوند مانند آدميان. نمی دانم. تا در شهرک ساحلی بودم همين بود و روز و ساعتی بی سی گل ها نگذشت. اما چندان که از ساحل به شهر بزرگ آمدم مرغان قهقهه از منظرم دور شدند و به جايش هزاران – آری هزاران - گنجشگ و سار و پرستو آمدند که معاشقه هر روزشان با سنجاب ها و راسو ها حکايتی است دلنواز. موسيقی ناب طبيعت که شهر شلوغ هم از عادتشان نينداخته است. تا درخت هست آنان هستند و تا آسمان هست در پهنه اش می رانند. اما کلاغ نه. کلاغ نديده بودم. در اين فراوانی تيهو و گنجشگ و پرستو، تو چه می کنی اين جا کلاغ.

مگر خوانده ای که هفته پيش در مثل نوشته بودم که صدای ترا دوست دارم که ناگهان پيدايت شد. پشت به من، ولی بی اعتنا در چمن می چمی چرا. جان سخت، ترا به ديار نازک دلان چه کار. چطور از قافله دور مانده ای. دل شرقی ات گم شده است آيا. اين جا نيست جائی که جان سخت و کهن سالی ترا خريدار شوند.

در تهران که بودم روزی به تصادف به يادم آمد که ديری است تا صدای پرستو و تیهو نمی شنوم در شهر. ديری است شانه به سر و لک لک، همبازی های کودکی مان را نديده ام. همين شد که از شهر دود خاکستری دور شدم تا روستای مالوف، مگر صدای تور و تيچه ای، مگر شکار سار و بلدرچينی. شهر زادگاهم، خاکستری شهر دودزده ام، پرندگان نازک تن را رمانده است. حتی کبوتران هم ديگر در کفترخانه ها بق بقو ندارند. کفترخانه ها اگر ويران نشده باشد، باری جای بشقاب های خبررسان شده است. اما کلاغ، کلاغ مانده است جان سخت و مقاوم و انگار می گويد ما می مانيم و به عهدش هم وفا می کند، مانند بدعهدان نيست. همان است که عليرضا اسپهبدشان می کشيد. مغرور از بلندای تاريخ انگار نسل به نسل با بچه ها از مدرسه به خانه بر می گردد غروب ها، و چون بچه ها پدر بزرگ شدند باز هم نوه هاشان را بدرقه می کند کلاغ.

اما در اين جا که پيرانه سر خانه من شده است، گياه هم نازک دل است. به دو روزی بی بارانی زرد می شود چمن. چمن های ما اما گاه ماه ها در حسرت قطره ای باران له له زنانند، اما روی زرد و ترش نمی کنند. به آدميان می مانند سخت جان و خوکرده به تشنگی ساليان.

اين دو گونه آسمان است، و کلاغ دور افتاده از آشيان – هنوز می پرسم – اين جا چه می کنی. پاسخم آمد تو چه می کنی. ندائی از صدايم برآمد که کلاغ سياه پيکر سخت جان. تو اين جا چه می کنی.

لحظه ای ديگر کلاغ نبود. شايد آمده بود تا همين را با دلم بگوید و از دلم بشنود. اين جا چه می کنی، سيه پوش و سخت جان؟

منبع : http://behnoudonline.com/2006/05/060526_015815.shtml

آخرین و مفید ترین روش های بازی کردن بااعصاب دیگران !

۱- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب
بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
۲- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
۳- وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
۴- کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
۵- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
۶- به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
۷- شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
۸- صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
۹- وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
۱۰- بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
۱۱- يل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
۱۲- جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
۱۳- قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
۱۴- يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
۱۵- جاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
۱۶- موقع عکس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
۱۷- تو ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

۱۸- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

۱۹- ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد .
.